فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

247

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

در شهر كاشان و باغهاى اطراف آن ميوهء زياد به عمل مىآيد . اين شهر بخصوص انگورها و خربزه‌هاى بسيار عالى دارد . در ميان دو سه قسم زردآلوى اين شهر ، طعم يكى از آنها شبيه گوجه‌هاى دمشقى ماست جز آنكه اين زردآلو بسيار درشت‌تر است و رنگى متمايل به گلى مخلوط با ليموئى دارد و از بهترين ميوه‌هاى مأكول ناحيه است . در شهر كاشان آب مشروبى جز آب چاه وجود ندارد اما آب چاهش خوب و سالم است . بين اصفهان و قزوين آب بسيار كم است . اما اين كمبود را با برف كه تقريبا در سراسر جادهء بين دو شهر يافت مىشود ، جبران مىكنند زيرا با اينكه زمين اين نواحى بسيار خشك و گرم است قلهء كوهها در سراسر سال انباشته از برف است . كاشان نزديك چهار يا پنجهزار خانه دارد و در دشتى بزرگ واقع شده است و به همين علت هوايش بسيار گرم و تقريبا تحمل - ناپذير است . فاصلهء قطب شمال از افق آن بيش از 32 درجه و 35 دقيقه نيست . روز ششم ژوئن ، پس از غروب آفتاب ، سفير از كاشان عزيمت كرد . با اينكه راه هموار بود سراسر شب را در حركت بوديم . سپيدهء صبح به ده كوچك و خرابه‌اى رسيديم به نام سن‌سن . هوا بسيار گرم و عفن بود و علت عفونت آن گوگرد و گچى است كه كوهها و زمينهاى مجاور از آنها تركيب يافته است . گرمى هوا و عفونت آن ما را به سختى مىآزرد تا آنكه هوا كاملا روشن شد و حرارت آفتاب همه‌جا را آتش زد و ما را چنان داغ كرد و به زحمت انداخت كه گفتى در شرف ذوب شدن هستيم . چون جز ديوارهاى يك كاروانسراى ويران سايه‌بانى نيافتيم ، سفير خود را به درون مسجد ده كشيد . اين مسجد از حجرات كوچك راهبان خودمان بزرگتر نبود و ديوارهاى نازكى داشت كه در هرطرف داراى چند پنجرهء بزرگ بود . عصر هنگام ، حاكم و قاضى ده همراه چند روحانى ژنده‌پوش و گروهى از سكنهء ده به ديدار سفير آمدند و با مهربانى هرچه تمامتر با وى گفتگو كردند . ضمن تعارفات گفتند از پانزده بيست روز پيش ، بيشتر